تبليغاتX
سلطنت در خون
close your eyes and forget your name ,step outside yourself
 تاثیرپذیری مسیحیان از سنتهای ایرانیان

درود

مطلبی که در پایین مشاهده میکنید بر گرفته از سخنان دکتر میر جلال الدین کزازی است که استاد ادبیات فارسی است و در باب شب یلدا و تقلید مسیحیان از اداب و سنن ایرانییان است .که این مسئله به شدت در مراسم کریسمس هویدا است.

ایزد مهر در یکی از شهر های خاوری ایران از دوشیزه ای به نام ناهید زاده شد پس از مدت اندکی کشور به کیش مهر پرستی گروید مهر پرستی از مرزهای ایران فراتر و به رم رفت پادشاهان رم به ان گرویدند و دین رسمی رم شد یولیانوس یا ژولیان یکی از پادشاهان رومی گروه گروه مردم ترسا را به دین مهر میکشاند و دعوت میکرد . هنوز هم نیایش های این شاه رومی با مهر بر جاست .ای پدر در اسمان نیایش مرا بشنو . یولیانوس در این نیایش خدا را پدر مینامد . این اسمی بود که ترسیان به تقلید از مهر پرستان بر خدای خود گذاشتند. رومیان سالهای بسیار تولد مهر و شب چله را جشن میگرفتند و ان را اغاز سال میدانستند حتی پس از گسترش دین مسیحیت باز کشیشان نتوانستند از گرفتن این جشن جلو گیری کنندو به ناچار مجبور شدند به دروغ این شب را زاد روز تولد عیسی معرفی کنند تا روز ۲۵ دسامبر را به بهانه تولد عیسی جشن بگیرند نه تولد ایزد مهر. هنگامی که به ایین و مراسم مسیحیان در کریسمس نگاه میکنیم بسیاری از نشانه های ایرانی را در این مراسم می یابیم . ایرانیان قدیم در شب چله درخت سروی را با ۲ رشته نوار نقره ای و طلایی می اراستند . بعد ها مسیحیان درخت کاج را به تقلید از مهر پرستان و ایرانیان تزئین کردند. مهر از دوشیزه باکره ای به نام انا هیتا در درون غاری زاده شد که بعد ها مسیحیان عیسی را جایگزین مهر و مریم را جایگزین اناهیتا قرار دادند . یکی دیگر از وام گیری مسیحیان از مهر پرستان روز مقدس مسیحی یعنی یکشنبه است. سان دی به معنی روز خورشید یا مهر است که روز مقدس مهر پرستان بود. ارنست رنان در باره ایین مهر پرستی گفته است اگر عیسویت به هنگام گسترش خود بر اثر بیماری و مرگ ماری باز می ایستاد سراسر جهان به ایین مهر میگروید.

بر گرفته شده از روزنامه همشهری .

|+| نوشته شده توسط kerry king در پنجشنبه 30 آذر1385  |
 MANOWAR
درود

متاسفانه مصاحبه با اعضای گروه مدیوم به دلیل همکاری نکردن گروه منتفی شدو من همین جا از دوست خوبم حسین که سعی کرد تا این مصاحبه انجام بشه تشکر میکنم.

اما برای این پست بیوگرافی از بند MANOWARکه یکی از بند های موفق سبک هوی متال است رو اماده کردم.

 

اريک آدامز متولد 27 آوريل1958 در مادريد اسپانياست.پدرش دني آدامز آمريکائي الاصل و مادرش ژاسمين کيدمن انگليسي بود.پدرش کارمند را آهن بود.

اريک تحصيلات خود را در رشته رياضي محض در دبيرستان سن پيترز مادريد به پايان رساند و ادامه تحصيلات خود را در رشته معماري در دانشگاه هنسل فيلادلفيا ادامه داد ولي بعد از 2 سال بخاطر علاقه اي که به موسيقي داشت ترک تحصيل کرد و به دانشگاه موسيقي ريچمن در اوهايا رفت و از اين دانشکده با نمره اي خوب فارغ التحصيل شد.

سپس به مادريد بازگشت او در سال 1981 با جواي دمايو نوازنده گيتار بيس بطور کاملاْ اتفاقي آشنا شد . جواي دمايو نوازنده قوي گيتار بيس بود و اريک اولين مهره خود را براي تشکيل گروهي که در سر مي پروراند پيدا کرد.جواي متولد 21 جولاي 1960 بود.اهل ملدريد جواي پيشنهاد اريک را براي تشکيل گروه پذيريفت و اريک را با دوست هم دانشکده اي خود دني هامزيک نوازنده قوي درام آشنا کرد دني متولد 11 دسامبر 1959 در فلوريدا بود.

اريک آخرين مهره گروه خود را از ميان نوازندگان دوره گرد خياباني پيدا کرد روس ديوس يک ريتم گيتار زن حرفه اي متولد 17 مارچ 1956 بارسلونا اپانيا.

اريک بعد از تشکيل اعضاي گروه خود به دنبال اسمي براي گروه گشت که بعد از چند ماه تلاش نام منوورا اژدهاي افسانه اي يونان را برگزيد.

اريک نام منوورا را بخاطر قدرتش و عظمتش و روحيه جنگجوئيش بر گزيد تا ثمبل گروهي شود که خود روحيه اي جنگ جو دارد.

اريک کار خود را با تشکيل گروه در 17 آگوست 1981 بطور رسمي شروع کرد.اريک در ابتداي کار قرار داد ظبط کاري با مبلغ کم با شرکت وبستر در نيوجرسي بست و کار خود را با يک تک آهنگ بنام ابهت فلز شروع کرد که بصورت يک کليپ از برنامه M.T.Vپخش شد.

جولمن مدير استوديوي وبستر پس از اين تک آهنگ که بسيار مورد توجه او قرار گرفته بود . قرار داد ظبطي با اين چهار نفر(اريک آدامز ـ جواي دمايو ـ روس دبوس و دني هامبزيک ) بست و شروع کار اين گروه که نام آن را منووار گذاشته بودند از اواخر سال 1981 بطور رسمي و قرار دادي شروع شد.

پس از چند وقت يعني آوريل 1982 گروه اولين کار خود را به نام«اشعار جنگ»به بازار عرضه کرد آلبوم اشعر جنگ اولين کار منووار بود که پس از آشنائي چند ماهي اعضاي گروه اين آلبوم ضبط و آماده عرضه به بازار شد.

اشعار جنگ مشتمل بر 7 ترک و يک اينستر يومنتال از تک نوازي گيتار بيس بود . با اين کار و فروش فوق العاده ان کار اريک آدامز مصمم شد تا کارهاي بيشتري را انجام دهد گروه منووار با تشکيل چهار مرد طلائي توانسته بودند کارهاي منحصر به فردي با سبک مارش متال وارد عرصه موسيقي کنند از اين به بعد بود که هماهنگي گروه منووار روز به روز بيشتر شد.

کار اشعار جنگ از يک اينستريومنتال تکنواري گيتار بيس سولو استفاده شده بود که نام اين ترک ويليام تيل گذاشته شد.علت اين نامگذاري به احترام گيتاريست بزرگ گروه آلياتاندوکه يک بلوز زن قوي بود و اريک ارادت خاصي به اين شخص داشت . که بر اثر يک سانحه رانندگي در گذشت.

گروه دومين کار خود را در جون 1983 با نام «سوار بر شکوه» به بازار عرضه کرد. اين البوم نيز يکي از پرفروشترين آلبومهاي راک ماه شد اين آلبوم شامل 7 ترک بود که به سرعت محبوبيت گروه منووار را به دنبال داشت. گروه با اين افراد به کار خود ادامه مي داد و روز به روز بر معروفيت و محبوبيت آنها اضافه مي شد.

ترانه هاي گروه را خود اريک مي سرود و تنظيم مي کرد تا پيشنهاد جالبي از طرف شخصي به نام اکس شکين روبرو شد.

اکس شکين يک حقوق دان بود که علاقه زيادي به کارها و البومهاي گروه نشان مي داد و از طرفداران پروپا قرص گروه بود و پس از مشورت با اريک در خواست همکاري سرودن اشعار را با اريک در ميان گذاشت که با موافقت اريک مواجعه شد.

طي 10 ماه و همکاري بين اکس و اريک 12 سروده و 2 اينستريومنتال آماده و ظبط گرديد. اريک با پيشنهاد و همکاري اعضاي گروه اين 12 سروده و 2 تکنوازي را در دو آلبوم به نامهاي «درود برا نگلستان»و«نشان چکش» در دو سال پياپي به بازار عرضه کرد.

درود بر انگلستان در نوامبر 1984 و نشان چکش در فوريه 1985 و با 4 ماه تاُخير وارد بازارها آلبومهاي راک شد.

همانطور که اريک و اعضاي گروه پيش بيني کرده بودند با استقبال چشم گيري از سوي طرفداران گروه مواجه شد. آلبوم درود بر انگلستان تا 6 ماه پرفروشترين آلبومهاي هوي متال امريکا بود.

گروه ديگر جاي خود را بين گروهاي راک و هوي متال پيدا کرده بود و شايد هم موفق تر از گروهها شعرهاي اريک شعر هاي حماسي و افسانه اي بود که بسياري از طرفداران آن به اين نکته توجه زيادي داشتند.اريک توانسته بود با حس جنگجوئي و حکاسي خود شعر هاي قابل قبولي را به بازار عرضه کند.

اکس شکين بال گرفتن مبلغ مالي اندکي طبق قرار داد گروه را ترک کرد و مسئوليت سرودن اشعار دوباره به گردن اريک افتاد.

بعد از گذشت 2 سال خاموشي گرو ه باز هم آلبوم ديگري با نام «در مصاف با دنيا» به بازار عرضه کرد اين آلبوم داراي 8 ترک و يک اينتستريومنتال بود آلبوم در مصاف با دنيا هم يکي ديگر از کارهاي خوب گروه بود. اما بخاطر متن اشعار اين آلبوم بين اريک و روس مشکلاتي پيش آمد که باعث شد روس با رضايت خود از گروه بيرون رود و روند پيشرفت آلبوم 2 ماه به تاُخير افتاد تا جاي روس را شخصي بنام اسکات کلمبوس بگيرد.

اسکات از گيتاريستهاي خوب گروه پانکي بنام پاپي کوچ بود که با در خواست اريک و بستن قرارداد گزافي به گروه مننوار پيوست.اريک از کار اسکات راضي بود و آلبوم در مصاف با دنيا را پس از نواختن گيتار آن تئسط اسکات با رضايت کامل روانه بازار کرد.

اين آلبوم در اکتبر 1986 به بازار عرضه شد . اريک باز هم از کار گروه راضي بود و اعضاي گروه هم به بهترين و حرفه اي ترين وجه کار خود را انجام مي دادند.

گروه توانست با کارهاي منحصر به فرد خود از نظر مالي خود و اعضاي گروه را تامين کند

آلبوم مصاف با دنيا به گفته خود اريک بر گرفته از اشعار و ريتمهاي گروه جوداس پيريست و کيس مي باشد.

در همان سال يعني 1986 بود که گروه تصميم گرفت يک استوديوي اختصاصي بخرد و قرار داد خود را با شرکت وبسترلغو کند تا بتواند تمامي کارهاي خود را در استوديوي اختصاصي خود انجام دهد.پس از گذشت چند ماه استوديوي سن جرج واقع در محله ليفراک ويرجينيا توسط گروه خريداري شد. هزينه اين استوديو تماماْ از فروش آلبوم ها بود اين استوديوي اختصاصي کوچک که قابليت ظبط آلبوم هاي گرو ه را داشت در حدود 75000 هزار دلار براي گروه هزينه داشت.

تا اين سال گروه برنامه هاي خود را با هزينه شرکت وبستر اداره مي کرد. تا اين که توانست براي خود استوديوي اختصاصي داير کند.با اين که اين استوديو کوچک بود ولي جوابگو کارهاي گروه بود.

در سال 1987 بود که اريک تصميم به ازدواج با صدابردار استوديوي خود که چند ماهي بود با آن آشنا شده بود گرفت.خانم آنجليکا پرستر با پيشنهاد اريک موافقت کرد.

آنجليکا متولد 25 اکتبر 1965 در ديتريد بود تحصيلات خود را در دانشکده هنر هاي زيباي راپيدوين در اتريش در رشته تئاتر به پايان رسانده بودو به زبان فرانسوي هم تسلط کامل داشت.

آنجليکا به اريک علاقه بسياري داشت و در خاطراتش مي گويد از اراده اريک براي اداره استوديو احساس حقارت مي کردم. اريک بسيار مصمم بود تا بتواند بهترين کارهارا براي اجراء ارائه دهد.

آنها در 11 دسامبر 1987 در کليساي دوپر ديتريد اين مراسم را بر گزار کردند.

جواي دمايو در همان سال با پيشنهاد گزافي به موزيک فلترمونيک شهر تکزاس
(M.F.T)
دعوت شد اما جواي از اين همکاري سر باز زد و با اين پيشنهاد گزاف مخالفت کرد و گروه را ترجيح داد.

جواي تحصيلات دانشگاهي خود را در رشته زبان آلماني به پايان رسانده بود و قبل از ورودش به گروه در آپارتمانش تدريس گيتار مي کرد.

حدود 1 سال بعد اريک و اعضاي گروه که آنجليکا هم ديگر جزء آنها شده بود آلبومي به نام«سلاطين فلزي» را آماده عرضه به بازار کردند اين آلبوم با 9 ترک يکي از زيباترين و حرفه اي ترين کارهاي گروه منووار محسوب مي شود که در نوامبر 1988 وارد بازار شد.

اريک در باره اين آلبوم مي گويد : با آنجليکا درباره نام اين آلبوم صحبت کردم و آنجليکا نام چهار پادشاه فلزي را پيشنهاد داد که بعدها طي صحبت با اعضاي گروه به سلاطين فلزي تغيير نام داد. اما زمينه فکري نام اين آلبوم را آنجليکا پايه ريزي کرد.

اريک در باره ترک 8 اين آلبوم با نام «دعاي جنگاوران» مي گويد:خيلی دوست داشتم در باره گروه و تشکيل آن مضمون و سرودهاي داشته باشم که با شروع خواندن يک کتاب داستان اين جرقه در سرم پديدار شد تا بتوانم اين آهنگ را به پايان برسانم.

اسکات هم در تنظيم اين سروده به من خيلي کمک کرد.اسکات درباره اين سروده ميگويد:

جرقه اوليه اين سروده در مغز اريک ايجاد شد و مثل بچه ها بالا و پاين مي پريد من هم از اين ايده بسيار خوشم آمد و تا آنجاي که توانستم در کار تنظيم به اريک کمک کردم.

اريک از اين آلبوم خود بسيار راضي بود و آن را شاه تمام آلبوم هاي راک سال 88 مي دانست و با توجه به آنچه در انتظار داشت اين آلبوم به مدت 7 ماه پرفروش ترين آلبوم راک سال 88 شد. اريک توانسته بود گروه خوبي را تشکيل دهد. هنوز مدتي از ورود آلبوم به بازار نگذشته بود که پيشنهاد جالبي از طرف دني هامزيک براي اجراي کنسرت و يک تور تفريحي به اريک شد.

اريک بعد از صحبت با اعضاي گروه تصميم به اجراي يک کنسرت 80 دقيقه اي و يک تور 20 روزه در اسپانيا به همراه راب هالفورد خواننده گروه جوداس گرفت.

تا هم تنوعي براي گروه باشد و هم بتوانند انرژي تازه اي کسب کنند بعد از 2 روز از اين تصميم گيري گروه در شهر مادريد اسپانيا در پي کسب انرژي تازه اي براي ادامه کار بود.شهري که خود اريک زاده آنجا بود.

گروه بعد از تور اسپانيا به ميشيگان رفت و قرار شد که کنسرت در 22 جولاي 1990 در سالن گرين مک ميشيگان برگزار شود . گروه خود را براي اجراي کنسرت آماده مي کرد.

اريک و اعضاي گروه با توجه به مدت زماني که براي کنسرت در نظر داشتن و چند ترک از آلبومهاي خود را جدا کردند و پس از هماهنگي با سالن 220000 هزار نفري گرين مک خود را براي اجراي کنسرت آماده کردند که ناگهان اريک با فوت پدرش دني مواجه شد و کنسرت به 7 اکتبر موکول گشت.

اين اولين کنسرت منووار بود که به نام «شمشيرهاي بيرون از غلاف» نامگذاري شد و بعدها بصورت يک آلبوم به بازار عرضه شد.

در سالن گرين مک شب 7 اکتبر در حدود 180000 هزار بليط فروخته شد. ميانگين سني کنسرت 18 تا 24 سال اعلام گرديد.

کنسرت بدون هيچ مشکلي برگزار شد و گروه 4 روز بعد از کنسرت به ويرجينيا بازگشت تا کار خود را دوباره آغاز کند.

در همين سال يعني 1990 اريک صاحب فرزندي پسر شد که به احترام نام پدرش نام اورا دني گذاشت. آنجليکا از استوديو بيرون رفت تا از دني نگهداري کند گروه دوباره با همان ترکيب قبلي به کار خود مشغول شد.

اريک شيفته شعرهاي حماسي بود شيفته جنگ بود شيفته مبارزه بود و دوست داشت تمام اين احساسات خود را در مضمون شهرهايش بيان کند و اين کار را با ساخت آلبوم«پيروزي پولادين»به کرسي نشاند تمامي ترک هاي اين آلبوم از جنگ و دفاع و افسانه ها سخن مي گويد.

اين آلبوم در جولاي 1992 وارد بازار شد . اين آلبوم بر گرفته از اشعار همور بود.

اريک مي گويد من شيفته افسانه آشيل بودم و هميشه بعد از خواندن اين افسانه حماسي مو بر بدنم راست مي شد. دوست داشتم در ذهنم يک تراواي واقعي داشته باشم و هکتور را با دستانم لمس کنم. اين آلبوم را با داستان افسانه اي شهر تراوا شروع کردم تا براي هميشه اين افسانه پايدار بماندو همه بدانند که آشيل هنوز هم زنده است و منووار نام آن را هميشه زنده نگاه خواهد داشت.

اريک سرخ پوستان را هم خيلي دوست داشت و به آنها احترام مي گذاشت خودش مي گويد من ارادت خاصي به چروکي دارم و از او مي خواهم تا از سرزمينش دفاع کند.

آلبوم پيروزي پولادين داراي 8 ترک است که تماماْ مفهومي حماسي دارد يا مفهومي از خشونت و جنگ را در بر ميگيرد. اما بر خلاف جايزه اي که از(F.O.R)بخاطر اجراي حماسي افسانه آشيل گرفت فروش چندان موفقي نداشت.

يکي از قسمتهاي جذاب اين آلبوم درام دني هامزيک بود که بر خلاف نظر اريک در آلبوم نواخته شد و يکي از نقاط قوت آلبوم محسوب مي شود.

اين آلبوم شايد آخرين آلبومي از منووار باشد که سبک مارش متال را کاملاْ رعايت کرده است

|+| نوشته شده توسط kerry king در پنجشنبه 16 آذر1385  |
 ترجمه شعر
درود

اول از همه علت اینکه چرا دیر اپ کردم بگم راستش میخواستم یه مصاحبه با اعضای گروه مدیوم بزارم و قرار بود سر تمرین گروه حاضر شم اما به علت به تاخیر افتادن تمرین گروه متعاقبا وبلاگ من هم اپ نشد تا اینکه طبق اخرین خبر قرار شده تمرین گروه در هفته دیگه بر گزار بشه به خاطر همین من تصمیم گرفتم فعلا با چند ترجمه که داشتم وبلاگ اپ کنم تا زمان انجام مصاحبه

                                              

Band: Anathema

Song: Re-Connect

Album: Alternative 4

The fragments of connection died

Some things just won't fade with time

Hide behind a transparent eye

You can't see me but I can you...

Betray without a moment's thought

Regret nothing but getting caught

Your time has come and here I stand

Why should I hold out my hand to you...

 

I could never turn to you

Silenced by that look in your eye

Feel I'm slipping back again

 

Black cold night I toss and turn I'm sinking, feel so

...drained

Shroud me, blind me, sick, weak, empty, drag me

...into pain

I tried so hard, don't drown me, bound to me,

self indulgently ...crazed

Black as coal, my sunken soul, will it ever be

...saved?

 

Come on and twist that knife again

Well I'd like to see you fucking try

Never going back again

 

An answer won't come from me

Confront your own worst enemy

What does your mirror see

Is it time to face up to me?

 

[Lyrics & Music: V.Cavanagh]

 

تکه های ارتباط از بین رفتند

بعضی چیزها در زمان محو نخواهند شد

مخفی پشت یک چشم ناپیدا

تو نمی توانی من را ببینی اما من می توانم ...

خیانت بدون یک لحظه فکر

بی هیچ افسوس اما گرفته شد

زمان (نوبت) تو می آید و من اینجا ایستاده ام

چرا باید دستان من از تو پرهیز کنند

من هرگز نمی توانستم برگردم به طرف تو

ساکت شده بودم با نگاه کردن در چشم تو

احساس میکنم بار دیگر می لغزم

شب تاریک و سرد من پرتاب میکنم و فرو میروم

احساسی چون گذشتن از زیر آب...

من را کفن کن. کورم کن. بیمار.سست.پوچ

من را بکشان در درد...

من به سختی تلاش میکنم. من را غرق نکن. مشرف به من.

زیاده روی. دیوانه شده...

ساه چون ذغال. روح غرق شده من. آیا برای همیشه محافظت خواهد شد؟

بیا و دوباره آن چاقو را پیچ و تاب بده

خوب من میخواهم تو را ببینم که تلاش (لعنتی) میکنی

هیچ گاه عقب نشینی نکن (تسلیم نشو)

من هیچ جوابی نمی دهم

روبرو شدن با بدترین دشمن تو

آیا این زمان روبرو شدن تو با من است

 

                                                                                                                                                                                         

 

|+| نوشته شده توسط kerry king در پنجشنبه 2 آذر1385  |
 
 
بالا