تبليغاتX
سلطنت در خون
close your eyes and forget your name ,step outside yourself
 دست نوشته (نفرت)
درود. این پست از دست نوشته های خودم میزارم

نمیدونم از کجا شروع کنم

از کسایی بگم که فقط ادعای انسان بودن دارن ولی کاراشون هیچ نشانی از انسانیت نداره و بعضی

مواقع از یک حیوون هم کمترن یا از زندگی سگی خودم بگم یا از چیزایی که تو این زندگی سگی

یاد گرفتم بگم.

خستگی نفرت و گیجی و پوچی تمام حسی که دارم. نمیدونم چرا زنده ام فقط مثل یه مرده متحرک

میمونم .

گیج و گنگ اما در مورده یه چیز کاملا هشیارم و اونم نفرتی که از همه انسانها دارم و این از خودشون یاد

گرفتم .

میخوام فریاد بزنم میخوام نفرتم از زندگی و تمام مردم اعلام کنم میخوام خونی بریزم خون ادمایی که از

حیوونم کمترن و بعد در خون غلت بزنم و از خون بنوشم بلکه تسکینی باشد بر درد هایم

|+| نوشته شده توسط kerry king در سه شنبه 2 آبان1385  |
 
 
بالا